تبليغاتX
دفاع مقدس
به وبلاگ دفاع مقدس خوش آمدید. اینجا سرزمين عاشقان است، چه خوب است اگر با وضو وارد شویم...

...به فیلم اخراجی‌ها رسید‌ه‌ایم؛ انگار گریزی از آن نیست. وارد‌ بحث فیلم می‌شویم. خواهرش شروع می‌کند‌، می‌گوید‌: «اولش د‌اماد‌ خاله‌ام فیلم را د‌ر جشنواره‌ی فجر د‌ید‌ه بود‌. او به ما گفت اول فیلم نوشته «تقد‌یم به خانواده‌ی شهید‌ مجید‌ خد‌مت»، البتّه مثل این‌که د‌ر اکران عمومی آن را برد‌اشتند‌. کاری به این‌کار ند‌ارم. توجهی ند‌اشتیم، زیاد‌ اهل سینما و فیلم نیستیم. همه چیز از برنامه‌ی «شب شیشه‌ای» و مصاحبه‌ی د‌ه‌نمکی د‌ر آن برنامه شروع شد‌. وقتی او عکس براد‌رم را نشان د‌اد‌ و او را معرّفی کرد‌ همه‌ی اهالی محلّه متوجّه شد‌ند‌ که د‌استان زند‌گی مجید‌ ماست. از همان‌جا حسّاس شد‌یم. وقتی د‌استان فیلم را د‌ید‌یم با تناقض‌های زیاد‌ی روبه‌رو شد‌یم. اوّلش این‌که ـ با تمام احترامی که برای آذری‌زبانان قائلیم ـ ما ترک نیستیم. از آن گذشته پد‌ر من زند‌ه است و علاوه بر مجید‌، چهار پسر د‌یگر هم د‌ارد‌. نه این‌که مجید مثل مجید‌ سوزوکی فیلم، تک‌پسر و با یک خواهر د‌م بخت و ماد‌رش زند‌گی کند‌. زمانی که براد‌رم به جبهه رفت و شهید‌ شد‌، من به عنوان تنها د‌ختر خانواد‌ه، هشت سالم بود‌. مورد‌ د‌یگر که خیلی هم به ما برخورد،‌ د‌ر توضیح د‌استان فیلم بر روی قاب CD نوشته‌اند‌: «مجید‌ که یکی از اراذل جنوب شهر تهران است، به د‌ختری د‌ل می‌بازد‌...» باور کنید‌ این کلمات اعصاب ما را د‌اغان کرد‌. براد‌رم اهل این حرف‌ها نبود...

 

برای خواندن مطلب کامل و دیدن عکسی از این شهید بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1386/11/13ساعت 21:28  توسط محمد مهدی | 

عاشقان را چشم معنایی نداشت

عاشقی گر٬ نور دیده بایدت

 

عاشقان را نفس معنایی نداشت

عاشقی گر٬ امر مولا بایدت

 

عاشقان را ترس معنایی نداشت

عاشقی گر٬ رعب الله بایدت

 

عاشقان را خشم معنایی نداشت

عاشقی گر٬ کظم غیظی بایدت

 

 خون فشاندن

عاشقان را زخم معنایی نداشت

عاشقی گر٬ خون فشاندن بایدت

 

خنده بر لب 

عاشقان را اخم معنایی نداشت

عاشقی گر٬ خنده بر لب بایدت

 

عاشقان را مرگ معنایی نداشت

عاشقی گر٬ جان نهادن بایدت

 

 عاشقان را خنده معنايي نداشت

 عاشقي گر، اشك ديده بايدت

 

عاشقان را هوش معنایی نداشت

عاشقی گر مست مستان بایدت

 

عاشقان را درد معنایی نداشت

عاشقی گر٬ درد هجران بایدت

 

عاشقان را کبر معنایی نداشت

عاشقی گر٬ سر به زیری بایدت

 

عاشقان را نام معنایی نداشت

عاشقی گر٬ حسن نیت بایدت

 

 شب، نمازي بايدت

عاشقان را خواب معنایی نداشت

عاشقی گر٬ شب٬ نمازی بایدت

 

عاشقان را باخت معنایی نداشت

عاشقی گر٬ برد اکبر بایدت

 

عاشقان را چهره معنایی نداشت

عاشقی گر٬ نیک سیرت بایدت

 

 سجده بر خون

عاشقان را "اين منم" معنا نداشت

عاشقي گر٬ سجده بر خون بايدت

 

عاشقان را ادعا معنا نداشت

عاشقی گر٬ بی ریایی بایدت

 

عاشقان را خستگی معنا نداشت

عاشقی گر٬ استقامت بایدت

 

 پاك و طاهر

عاشقان را معصیت معنا نداشت

عاشقی گر٬ پاک و طاهر بایدت

 

اشك ديده 

عاشقان را این جهان معنا نداشت

عاشقی گر٬ شوق رفتن بایدت

 

عاشقان را سر به تن معنا نداشت

عاشقی گر٬ سر بریدن بایدت

 

عشق بازي 

عاشقی گر٬ عشق بازی بایدت

عشق بازی با خدایت بایدت

 

عاشقان را حب الله بود و بس

حب الله٬ حب الله بایدت

 

مرگ در راه الهي 

و این شهادت معنی عشاق بود

مرگ در راه الهی بایدت

***

عاشقی گر٬ حب احمد بایدت

عاشقی گر٬ حب مولا بایدت

عاشقی گر٬ حب زهرا بایدت

 

عاشقی گر٬ حب هر نیکی نهشت

بر دل و جان و وجودت بایدت

 شاعر: "حـــقير"

 

در آخر از سایت sajed.ir  به خاطر عكس هاشون تشكر مي كنم. چون من خيلي از عكس ها رو از اين سايت گرفتم.

یا علی...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/10ساعت 22:15  توسط محمد مهدی | 

خیلی حرف های ناگفته تو دل خسته ام دارم که دوست دارم هرچه زود تر همه ی اونها رو توی وبلاگ بذارم ولی یه مطلبی جلوی منو میگیره و اون همون سنگریزه یا نه پاره سنگ یا شایدم صخره ایه که دریای اخلاص دلم رو آلوده کرده! صخره ای که ازش حرف به میون آوردم "آمار بازدید کننده های وبلگ دفاع مقدسه"! دعا کنید این ناخالصی حل بشه...

و اما دیدم این کم لطفی یا شایدم بی لطفیه که در ایام شهادت جگر سوزانه ی سالار و سرور شهیدان حضرت امام حسین (ع) و یاران باوفایش و اسارت زنان و فرزندان این قافله٬ مطلبی تو این وبلاگ درج نکنم!

...تصمیم گرفتم مستقیم برم سراغ کتاب لهوف سید بن طاووس و به نیت ایشون صفحه ای رو باز کنم و هر بخشی که اومد تو وبلاگ بذارم...

اگه دوست دارید اون بخش رو بخونید باید برید به ادامه ی مطلب

اما قبل از این که برید٬ چند جمله از زبان مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی بشنوید:

"سید بن طاووس می گوید: اگر مردم عادت به گریه نداشتند٬ مقتل کربلا را به عیش و عشرت تبدیل می کردم. سید بن طاووس از بزرگان است. عالمی است که همه ی بزرگان علم و دین قبولش دارند حتی علمای اهل سنت. در بزرگی اش همین مقدار بس که وقتی روایتی نقل می کند٬ کسی از او مدرک نمی خواهد و نمی پرسد که از کجا و از قول چه کسی نقل می کنی. در میان همه ی علما٬ همین یک نفر است که از این موقعیت برخوردار است٬ دومی هم ندارد. همه ی علما وقتی روایتی نقل می کنند٬ به منبع آن هم اشاره می کنند. اما وقتی گفته می شود: "قال سید" همه می پذیرند و به سند آن کاری ندارند. چون او خدمت امام عصر عجل الله تعالی می رسید. امام زمان او را در آغوش می گرفت٬ می فشرد و مشکلات علمی اش را حل می کرد. لذا سید بن طاووس از خیلی چیز ها خبر داشت."

 برگرفته شده از کتاب طوبای محبت ۲ صفحه ی ۵۷ محمد دولابی

اسماعيل دولابي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1386/11/06ساعت 5:26  توسط محمد مهدی | 

شهيد مهدي زين الدين

چه نور چهره ای...! الله اکبر!

بالأخره پس از مدت ها کلنجار با خودم تصمیم گرفتم یه وبلاگ بزنم به نام دفاع مقدس!

شاید اگه ۱ ماه پیش ازم می پرسیدید که آیا تصمیم دارم یه وبلاگ با این نام بزنم یا نه با قاطعیت می گفتم: "نه هرگز!"

اما قربونش برم شهید مهدی زین الدین که مثل خیلی از شماها به طور عجیبی وارد زندگیم شد و منو چنان عاشق شهدا و جبهه و جنگ و شهادت کرد که این تصمیم رو گرفتم! البته اینو هممون می دونیم که شهید زین الدین اینجا یه وسیله بیشتر نبوده و اصل کاری خدا بوده که این تقدیر رو برای من خواسته.

درضمن همین اول این نکته رو تأکید کنم که بنده جز این که عاشق و شیفته ی شهید زین الدین باشم هیچ نسبت فامیلی با ایشون ندارم و اگه می بینید فامیلم رو زین الدین گذاشتم فقط بدلیل علاقه ی شدید من نسبت به ایشونه.

به هر حال برام دعا کنید با نیرویی الهی بتونم یه وبلاگ لایق و شایسته در توان خودم مدیریت کنم.

يا علي...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/04ساعت 1:27  توسط محمد مهدی |