![]() |
![]() |
|
| به وبلاگ دفاع مقدس خوش آمدید. اینجا سرزمين عاشقان است، چه خوب است اگر با وضو وارد شویم... |
|
با چنين گنج كه شد خازن او روح امين به گدائي به در خانه ي شاه آمده ايم ‹‹خطابه ي حضرت سكينه (س)›› زید بن موسی بن جعفر (ع) از پدران خود روایت می کند که فاطمه ی صغری پس از آن که از کربلا وارد کوفه شد٬ این خطبه را ایراد کرد: ...ای اهل کوفه! هلاکت بر شما باد! و اینک منتظر باشید که به زودی لعنت و عذاب خدا٬ پی در پی از آسمان بر شما وارد خواهد شد و شما را به کیفر کردار های خود٬ معذب خواهد نمود و بعضی از شما را به دست بعضی دیگر مبتلا خواهد کرد و از شما انتقام خواهد کشید. آنگاه روز قیامت٬ به جزای این ظلم ها که در حق ما نمودید٬ در آتش دردناک دوزخ مخلد و جاویدان خواهید بود. الا لعنه الله علی القوم الظالمین. وای بر شما ای اهل کوفه! آیا می دانید با کدام دست ما را نشان تیر و شمشیر ساختید؟ و با كدام نفس به جنگ ما پرداختيد؟ و با كدام پا به قتل ما آمديد؟ به خدا قسم قلب هاي شما را قساوت گرفته و جگر هاي شما سخت و خشن شده و دل هاي شما از علم و دانش بي بهره گشته و چشم و گوش شما از كار افتاده است. اي اهل كوفه! هلاكت بر شما باد آيا مي دانيد كدام خون از رسول خدا (ص) به گردن شما است و به خاطر آن دشمني هايي كه با برادرش علي بن ابي طالب (ع) و فرزندان و عترت او كرديد و بعضي از شما به اين جنايت ها افتخار مي نماييد و مي گوييد: "ما علي و فرزندان علي (ع) را با شمشير هاي هندي و نيزه ها كشتيم و اهل بيتش را مانند اسيران ترك اسير كرديم." سنگ و خاك بر دهان تو٬ اي كسي كه افتخار مي كني به كشتن مردماني كه خداوند آنان را از هر پليدي پاك و پاكيزه گردانيد! اي شخص ناپاك! خشم خود را بخور و بر جاي خود بنشين٬ چنان كه پدرت نشست. همانا براي هر كسي همان است كه به جاي آورده و از پيش فرستاده است. واي بر شما! آيا به ما حسد مي بريد به چيزي كه خداوند ما را به آن برتر داشته است؟ "ما چه گناهي داريم اگر كه روزگار درياي [آرامش] ما را به خروش آورده [و نا آرام و طوفانی کرده] است٬ در حالی که دریای [اقبال و بخت] تو آرام است؛ آن گونه که کرم هایش را پنهان نمی کند." "اين فضل خداوند است و او صاحب فضلي بزرگ است و به هر كه بخواهد عطا خواهد نمود و كسي را كه خدا از نور خود بي بهره كند، در ظلمت و تاريكي فرو خواهد رفت..." چون خطابه ي فاطمه (س) به اينجا رسيد، مردم با صداي بلند گريستند و گفتند: "اي دختر پاكان و پاكيزگان! دل ها و سينه هاي ما را آتش زدي و جگر هاي ما را به آتش حزن و اندوه، سوزاندي؛ ديگر بس كن." پس فاطمه (س) ساكت شد. برگرفته شده از كتاب لهوف سيد بن طاووس صفحات 179، 183 و 185 عقيقي بخشايشي شعر زیر تصویر از حافظ است یا علی... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/11/06ساعت 5:26 توسط محمد مهدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
قدمی هرچند کوچک در راستای زنده نگاه داشتن یاد و خاطره ی شهدای 8 سال دفاع مقدس و از آن مهم تر قدم نهادن در راه سرخ شهادت...
|
| نوشته های پیشین |
|
88/02/01 - 88/02/31 87/08/01 - 87/08/30 87/06/01 - 87/06/31 87/03/01 - 87/03/31 87/01/01 - 87/01/31 86/11/01 - 86/11/30 |
|
RSS
|