تبليغاتX
دفاع مقدس - مهدی... به مناسبت 24 امین سالگرد عروجت...
به وبلاگ دفاع مقدس خوش آمدید. اینجا سرزمين عاشقان است، چه خوب است اگر با وضو وارد شویم...

آیا تا به حال به چشمان پرسخن زین الدین خیره شده ای که خود راوی تمام روایت مقدس است... او برایت ازمهدی... تمام بدن های تکه تکه شده، از سرهای جدا شده، از خون های ریخته شده و تمام سوخته های شیمیایی خواهد گفت... و سرانجام از تو خواهد پرسید که:"بعد از ما چه کردید؟!..."

نمی دانم... نمی دانم ۲۴ سال پیش در چنین ایامی زمین به خود چه دیده است... نمی دانم زمین چه گنه کرده بود که می بایست با یار شب زنده دارش خداحافظی می کرد... با کسی که شب ها رابط میان او و آسمان بود... بی چاره زمین... به نجواهای زیبای شبانه اش عادت کرده بود. اما اکنون دلتنگ صدای دلنشین اوست... و هنوز دلتنگ است... دلتنگ چهره ی پرنور او. زمین دیگر به جدایی ها عادت کرده است... زمین دردهایی سخت تر از این به خود دیده است... آری! چه دردها که نکشیده است... چه بدن های مطهری که چندین شبانه روز، بدون سر، روی خاک، دل زمین را به تلاطم نینداخته اند... و چه دردی سخت تر از این... اما همین زمین... انگار که عده ای را در خود فرو برده باشد... انگار که من و امسال من را موجب فراموشی خویشتن شده باشد... انگار که ده ها قرن با این زمین انس بسته ایم و ده ها قرن دیگر باقی خواهیم ماند... همین زمین که مناجات خداییان را به آسمان رساند موجب هلاکت زمینیان شده است... همین زمین... آری همین زمین...!

...و مهدی و امثال او فقط آموختند چگونه با این زمین رو به رو شوند... طوری که نه همچون غفلت زدگان دنیا پرست غرق در آن شوند و نه چون درویشان عزلت نشین از آن جدایی ورزند...

به امید آن روزی که دل از این زمین بکنیم، قبل از آنکه زمین از ما دل بکند...

به امید شهادت...

یا حق...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/26ساعت 23:13  توسط محمد مهدی |